|
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ( 21:35 ) |
ولنتاین مبارک
راستی امروز روز تولدمنه ۲۸ بهمن
|
نوشته شده توسط zahra
|
|
|
هرچی دوست داریم من وتویعنی مایعنی...
ولنتاین مبارک
راستی امروز روز تولدمنه ۲۸ بهمن
سیـب سـرخی را بـه من بخشیـد و رفـت
عاقبـت بر عشـق مـن خنـدیـد و رفـت اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد بـی مـروت گریـه ام را دیــد و رفـت چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بریـد حـال بیمـار مــرا فهـمیــد و رفـت بـا غـم هجــرش مــدارا مـی كنـم گـر چـه بر زخمــم نمك پاشید و رفـت
به تو پيوستم واز خود گسستم وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی
مشت بر مهرهء تنهایی من پیچاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی
ذکرها گفتی و بر گفتهء خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی
بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخهء ایمان خواندی
قلب صد پاره من مهرهء صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی
جمع کن رشتهء ایمان دلم پاره شده ست
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟
گ
گگنجشک به خدا گفت : لانه ی
کوچکی داشتم که آرامگاه خستگی و سرپناه بی کسی ام بود ، اما طوفانِ تو آن را از من
گرفت . کجای دنیای تو را گرفته بودم ؟!
خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود . تو خواب بودی ، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند ،
تو از کمین مار پر گشودی ! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه ی
محبتم دور کردم ای
کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشویم ای کاش می توانستم
ابر باشم تا سایه بانی از محبت به رویت می گسترانیدم ای کاش می توانستم
اشک باشم تا هر گاه اسمان دلت ابری می شد باریدن می گرفت ای کاش می
توانستم خنده باشم تا روی لبانت بنشینم و غنچه ی بسته ی لبانت را بگشایم
ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دست هادر کنار تو
پرواز می کردم مي
دوني ادما بين الف تا ي قرار دارند . بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،مثل
"د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت مي شوند، مثل "م" منتظر مي مونند، تا يک
روز مثل "ي" يارت بشن
سلام خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخشید که مدتی نبودم شرمنده............. سهم هر کسي که باشي خوش به حال روزگارش/ پاييز و زمستان هم ميشه هم رنگ بهارش.....
مهم نيست که فردا چي ميشه مهم اينه که امروز دوستت دارم، مهم نيست فردا کجايي مهم اينه هر جا هستي دوستت دارم ،مهم نسيت تا ابد با هم نباشيم مهم اينه تا ابد دوستت مهم نيست قسمت چي ميشه مهم اينه قسمت شد دوستت داشته باشم. دارم،
مهم نيست که قشنگ باشي قشنگ اينه که مهم باشي حتي براي يه نفر...........
قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه.... آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم.... تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم...... بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....ا ين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه.... بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه..... اين ياهو کاشکي .....همين جوري بمونه ...................
تقديم به او که نبود ولي حس بودنش بر من شوق زيستن داد دلم براي کسي تنگ است که آفتاب صداقت را به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به باد مي داد و دست هاي سپيدش را به آب مي بخشيد و شعر هاي خوشي چون پرنده ها مي خواند اين همه خوني که دنيا در دل ما مي کند
آرزوم بی تو محاله لحظهم بی تو سوال
بی تو مقصد خیلی دور راه عشقم بی عبور من نمیخوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم . می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم دکتر علی شریعتی توي زندگي 2نفر باش.يکي براي خودت براي زندگي و ديگري براي ديگران زندگي باش
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد سوگند به هر چهارده آیه نور آخر شب سرد ما سحر می گردد مهدی به میان شیعه برمی گردد یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ... بر چهره پر ز نور مهدی صلوات بر جان و دل صبور مهدی صلوات تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات ۩۞۩۩۞۩۩۞۩ سئوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت
آقا جان ! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند ، حيف نيست ديده را شوق وصا ل باشد ولي فروغ ديده نباشد ...
|